چطور افراد لجباز و منفی را مدیریت کنیم تا رفتار دلخواه‌مان را داشته باشند؟

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

هر کسب و کاری که داشته باشید هر چقدر هم مثبت و با انگیزه کارها را مدیریت کنید هر چقد هم سعی کنید از یک سری آدم ها دوری کنید باز می بینید یک سری آدم های منفی و لجباز در مسیر راه موفقیتتان قرار میگیرند و به ناچار باید با آنها گفتگو کنیم.

حتما هر چند وقت یک بار با آدم های پرخاشگر،عصبی، لجباز ،دم دمی مزاج سر و بدتر از همه منفی نگر سر کله زدید اونها معمولا از قدرتمند ترین ابزار خودشون یعنی داد زدن زیاد استفاده میکنند ،حرف های رکیک رو بهتر از هر کس دیگه ای بلد هستند و خیلی زودهم گوش هاشون موقع جر و بحث تیز میشه و کو چکترین حرفی که به مزاجشون خوش نیاد رو علیه شما استفاده می کنند.

با این حال باید برای ادامه مسیر رشد کسب و کارمون و برای قوی تر شدن شخصیت خودمون باید بتونیم یک گفتگوی ویژه با این جور افراد داشته باشیم در این مقاله به دو نوع رفتار منفی گرایی و لجبازی پرداخته شده که بیشتر راجب نحوه برخورد با این جور آدم هاست توانایی شناخت این جور آدم ها برمیگرده به تجربه و علم شما در شناختن شخصیت آدم ها که از حوصله این مقاله خارج هست.

در اینجا سعی میکنیم باهم رفتار خودمون و طرف مقابل را مدریت کنیم.هر گونه که زندگی کنیم گاهی اوقات با افراد منفی و لجباز روبرو میشویم که با نظرات ما مخالف هستند. ویکی از حقیقت های زندگی امروزی این است که هزاران نظر وجود دارد که با نظر و عقیده ما مخالف است طوری که احساس میکنیم طرف مقابل ما لجباز و منفی است.

بعضی از این آدم های لج باز و منفی نگر شاید جزئی از زندگی ما باشن مثل همسر لجباز و منفی نگر که همه اش روی مسائل و اختلاف کوچیک تمرکز میکنه مثل همکار مون که مدام سر مسائل کوچیک عصبی میشه و ما بسته به مهارتی که داره به همکار عصبی و پرخاشگرمون نیاز مند هستیم. یا حتی مشتری مون که مدام سر گرون شدن جنس ها غر غر میکنه یا میتونه فرزند مون باشه که آسایش رو از ما گرفته و همه اش دنباله اینه که بره گردش منتظره که شب برسیم خونه و مدام پاشو بکنه توی یه کفش که بریم پارک بریم سینما و امثال اینها.

با اینحال کار منطقی اینه که برای ادامه مسیر رشد و موفقیت بایستی سازش ومذاکره را در پیش بگیریم تا رشد کنیم و قوی تر شیم و در نهایت اثر بخش تر باشیم برای خانواده و جامعه خودمون.

در اینجا باهم 4.5 اصل از مذاکره ، سازش رو باهم مرور میکنیم که به رفتارمون کمک میکنه.

 » اصل اول | شناسایی اولیه

اگر قبلا با چنین افرادی مواجه شده اید یا اگر بار اولتان است بایستی از روی نشانه ها و علائم که قبلا خودتان تجربه کرده اید این تیپ آدم ها را شناسایی کنید بعد به خودتان بقبولانید که مخاطبتان یه مشتری عادی یا یک فرد عادی در روابطتان نیست.

افراد منفی و لجباز معمولا در مقابل هر چیز جدیدی از خود مقاومت ونشان میدهند هر چیزی که سلسله عادت های آنها را تغییر دهد آنها را به واکنش های بد و شاید غیر اخلاقی وادار کند اونها از هرچیزی که احتمال دارد باعث شود به مقصود و هدف خود نرسند بیزارند به همین خاطر کوچکترین مسائل که اونها را از هدفشان دور میکند باعث میشود فکر کنند به شخصیتشان توهین شده و حالت دفاعی به خود می گیرند

از این جهت برای شروع ایده پیشنهادتان را خرد خرد بیان کنید طوری که طرف مقابل فکر نکند از هدف و مقصودش دور شده است .

بهتر است کمی تعریف و تمجید را هم چاشنی کار کنیم.

در حین گفتگو از جمله هایی مثل این: تو قطعا داری اشتباه می‌کنی؛ برداشت تو از این موضوع اشتباه است؛ خود داری کنیم چون با گفتن جمله هایی نظیر این داریم اون رو از مقصود خودش(برداشت فرد لجباز از موضوع) دور میکنیم و این میتونه باعث شه که عصبانی بشه و پدال لجبازی رو بیشتر فشار بده

پس بهتر است کمی صبر و حوصله به‌خرج دهید و به‌جای گفتن این عبارات به او بگوئید فکر کنم اشتباه منظورم رو رسوندم و بعد برای او روشن کنید که شما واقعا به نظرات او به‌طور کامل توجه کرده‌اید و نظر او برای شما قابل احترامه ولی منظور شما میتونه یه سری مسائلی باشه که از دید اون مخفی مونده و طرح پیشنهادی شما میتونه کاملتر و کارآمد تر باشه.

» اصل دوم | باتری آرامش و حوصله و انرژی خودتان را شارژ کنید

خیلی به ندرت پیش میآید که عکس العمل تند و پرخاشگری در مقابل شخصی منفی و لجباز نتیحه خوبی داشته باشد. این کار فقط آتش خشم را شعله ور میکند و واکنش منفی تر شخص را به دنبال دارد. پس بهتر است اوضاع را بدتر نکنیم .

در مواجهه با فرد لجباز و منفی باید بر احساسات خود مسلط باشید و خودتان را کنترل کنید. اگر اندکی ناراحتی یا عصبانیت در چهره‌ی شما دیده شود، درواقع برگ برنده را به‌دست او داده‌اید. پس وقتی احساس می‌کنید کم‌کم دارید کنترل خود را از دست می‌دهید در صورت امکان موضوع را به زمان دیگری انتقال دهید.

در غیر این صورت نفس عمیق بکشید حالت بدن خودتان را تغییر دهید چند ثانیه مکث کنید. و مسائل را به گونه ای محترمانه تر روشن کنید حواستان باشد اگر شما هم عصبی بشوید گره کار محکم تر از قبل میشود.

تغییر را کم‌کم برای آنها آسان کنید

افراد لجباز دوست ندارند یکباره دردریایی از تغییرات شیرجه بزنند، بلکه عادت دارند ابتدا با نوک انگشت‌شان آب را امتحان کنند و آهسته جلو بروند. پس اگر برای مدت طولانی مجبورید با چنین افرادی سر‌ کنید و از طرفی تمایل دارید او هم مثل شما روش‌های جدید را امتحان کند؛

باید او را کم‌کم به تغییر عادت دهید تا اینکه کاملا در شرایط جدید احساس راحتی کند.

» اصل سوم | از خودتان محافظت کنید.

وقتی ما جواب بدی را با بدی میدهیم درونمان به هم می ریزد و از نظر روحی و روانی نیز دچارغم و اندوه میشویم
در واقع رفتار منفی مردم بازتاب درونشان است که نمود خارجی پیدا میکند و شما هم بر حسب اتفاق در برابرشان قرار میگیرید. این رفتار، شخصی نیست پس چرا ما به دل میگیریم؟ پاسخ این است که نفس ما مشکلات و کشمکش ها را دوست دارد.

اغلب زندگی مردم آنقدر خسته کننده و بی روح است
که میخواهند دیگران را نیز در آن سهیم کنند.

وقتی احساسات بر ما غلبه میکنند آنقدر در درون خود غرق میشویم که به خاطر رضایت نفسمان بر سر هر چیز کوچکی بحث میکنیم و از خود دفاع میکنیم. معمولا فکر و قوه تشخیص در این بحث ها جایی ندارد. اگر لازم می بیند که باید ادامه دهید کمی به خودتان وقت دهید تا آرام تر بشوید نگذارید احساسات جای فکر شما را بگیرند.

هرگاه به یک قسمت از زندگی دید منفی داریم کم کم این دید منفی به قسمت های دیگر زندگی مان نیز نفوذ میکند وقتی ما در یک موقعیت منفی هستیم یا از کسی کینه به دل میگیریم احساس خیلی خوبی پیدا نمیکنیم و این انرژی منفی را در طول روز با خودمان به دوش میکشیم.

وقتی احساس خیلی خوبی نداشته باشیم نمی توانیم به درستی فکر کنیم و واین مسئله ممکن است ناخوداگاه مسائل مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.

» اصل سه و نیم از خودتان ضعف نشان ندهید.

اگر بخواهید احساساتی بشوید و نقش آدم هایی را بازی کنید که نیاز به کمک دارند یا جوری قضیه را بخواهید حل کنید که شما گرفتار یک سری مشکلات غیر عادی هستید سند پیچیده تر کردن بحثتان را امضا کرده اید این جور افراد به هیچ وجه در مقابل این جور واکنش ها جواب مثبت نمیدهند.

طوری رفتار کنید که انگار عقیده‌ی شما بهترین راه ممکن است (البته منظورمان خودخواهی نیست).
این شیوه باعث می‌شود طرف مقابل فکر کند شما دقیقا می‌دانید چه کار کنید. هرگز تحت تأثیر او عقب نکشید.

در هنگام مطرح‌کردن پیشنهادتان، سرتان را بالا بگیرید و مستقیم به چشم‌های او نگاه کنید و اجازه ندهید در خلال صحبت‌های شما حواس‌تان را پرت کند.

وقتی مانند یک فرد مطمئن رفتار می‌کنید؛ او به‌ درستیِ ایده‌ی شما بیشتر اطمینان پیدا می‌کند. اگر برای مطرح‌کردن نظرتان استرس دارید، قبل از مطرح‌کردن آن، تمرین کنید. این کار باعث می‌شود به‌ درستی نظر خود بیشتر ایمان بیاورید و راحت‌تر آن را مطرح کنید.

» اصل چهارم | یک بسته ویژه ارائه دهید

قبل از اینکه وارد گفتگوی جدی بشید چند سوال از خودتا بپرسید آیا واقعا موضوع ارزش بحث کردن را دارد یا نه؟

دوم اگر عکس العملی نشان ندهم بدترین و بهترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟ اگر گفتگو کنم بهترین چیزی که بدست می آورم چیست؟

پرسیدن این سوالات باعث باز شدن دید شما میشود. نتیجه کار خود را تصور کنید اگر واقعا ارزشش را دارد و در گفتگوی پیش رودو طرف چیز با ارزشی بدست می آورید یک بسته ویژه ارائه دهید که هم منافع او تامین شود هم خودتان یادتان باشد طوری مطالب را ارائه کنید که او فکر نکند به شخصیتش حمله شده .

مثلا وقتی با فرزندتان که هر شب لجبازی میکند و چیزی میخواهد روبرو میشید و اکثر اوقات هم تن به خواسته هایش میدهید امشب وقتی وارد خوانه شدید و طبق معمول چیزی ازتون خواست به او بفهمانید که :

  • ببین توی این هفته سه بار به حرف تو گوش دادم ولی این دفعه دیگه نوبت منه امشب خونه بمونیم و فوتبال نگاه کنیم.

اعتماد در رابطه با این افراد نقش کلیدی دارد. هرگز درمورد نظرتان ذره‌ای تزلزل یا تردید به خود راه ندهید که باعث از دست‌رفتن اعتماد طرف مقابل به شما می‌شود و دیگر به حرف‌های شما گوش نخواهد داد.

تا حالا متوجه شده اید وقتی شما هم جر بحث های منفی را مثل طرف مقابل انجام می دهید احساساتی میشوید در ذهنمان احساس رضایت می کنیم ولی روحمان آزرده است به همین دلیل اگر بعد از ارایه بسته پیشنهادی بحث به درازا کشید و طرف مقابل حرف هایش را زد .

از خود بپرسید” آیا واقعا مهم است که حق با من باشد یا منافع من همین الان باید تامین شود؟اگر جواب مثبت است دوباره بپرسید چه نیازی است که آن را اثبات کنم؟ چه بدست می آورم؟

اگر جواب مثبت بود و چیز های ارزشمندی بدست می آوردید در حین اینکه آرامش خودتان را حفظ میکنید قضیه را ادامه دهید .

ولی بعضی وقت ها هم هست که فرد لجباز و منفی یک قضیه را مدت هاست پذیرفته مثلا قبول قسمتی از کار های شما را انجام دهد و این گفتگو تمام شده ولی هر بار که اذیت میشه در حین کار مدام شروع میکنه به غر زدن در واقع میشه گفت اینهم یک شیوه هست برای انجام ندادن کارها.

در اینجا اگر شما همان حرف ها را بزنید که موفق شدید دفعه قبل اون فرد رو به خدمت بگرید اگه دوباره همان حرف ها رابزنید احتمال زیاد شکست میخورید چون توی اون مدت که کارها رو انجام میداده کلی جواب های منفی و لجبازانه رو یاد گرفته و وقفتی شکست بخورید و اون فرد از روی لجبازی اون کار ها رو انجام نمیده وباید دنبال کس دیگه ای بگردید .

در اینجا باید چیزی بهتون بگم یاد تون باشه. بیشتر وقتها که شخصی یک پیام منفی یا نظر بد میدهد تلاش میکند که واکنش شما را بر انگیزد. وقتی ما عکس العمل نشان میدهیم آنها را به خواسته شان رسانده ایم. پس این چرخه را متوقف کنید و سکوت کنید یا موضوع بحث را عوض کنید تا طرف لجباز فکر نکند موفق به تحریک واکنش شما شده است.

» اصل چهار و نیم | درس بگیرید و بنویسید

شاید این جمله کلیشه ای به نظر بیاید ولی واقعا اگر مفهموم آن را درک کنیم کمک زیادی به ما میکند:

“مذاکره یا گفتگو مثل شنا کردن است با تئوری و کتاب خوندن نمیتونیم شنا یاد بگیریم
باید بپریم توی آب و اونجا شنا کردن رو یاد بگیریم”

به همین خاطر پیشنهاد میکنم بنویسید نوشتن بزرگترین مربی شماست با نوشتن پرده از ابعاد تاریک گفتگوی خودتون برمیدارید با نوشتن روزنه های امید گفتگو های بعدی را میبینید پس در هر گفتگوی موفقیت آمیز یا در هر گفتگوی نا موفق حتما نکته های خوبی برای نوشتن هست اونها رو بنویسید .

اگر قبل یا بعد از یک گفتگوی استرس زا و پر تنش افکار منفی به سراغتان آمد اونها رو بنویسید اونقد بنویسید تا چیزی باقی نمونه اونوقت کاغذ رو پرت کنید به کیسه زباله. هر چند نکته ها و حرف هایی که در گفتگوی بعدی به دردتون میخوره رو نگه دارید.


در همین زمینه، نوشته‌های زیر را حتما بخوانید :

...
نویسنده : بازدید : 30 تاريخ : يکشنبه 10 تير 1397 ساعت: 23:05

close
تبلیغات در اینترنت