ایمی مالینز – داستان زنی که بدون پا، دنیا را زیر پایش گذاشت (اگر دنبال بهانه هستید نخوانید)

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

آرشیو مطالب

امکانات وب

من زندگی نامه شخصیت های معروف زیادی را خوانده‌ام  و افراد موفق زیادی را می شناسم اما در میان تمام افراد موفق ایمی مالینز برای من یک الگوی عالی و قهرمان واقعی است.

نمی دانم تا چه حد با این ورزشکار، بازیگر، مدل و سخنران موفق آشنا هستید اما حقیقت بزرگی در زندگی ایمی وجود دارد که باعث شده او قهرمان زندگی بسیاری از مردم جهان باشد و افراد زیادی از او الهام بگیرند.

نکته ای که این زن موفق آمریکایی ایرلندی را از بقیه افراد موفق جدا می کند، پاهای نداشته و اراده قوی اوست.

ایمی در سال 1975 در پنسیلوانیا آمریکا به دنیا آمد. خانواده او یک خانواده مهاجر ایرلندی بودند. تا یک سالگی ایمی یک دختر بچه عادی محسوب می شد اما مهم ترین تغییر زندگی او در یک سالگی اتفاق افتاد وقتی که به دلیل نبود استخوان نازک‌ نی پاهای او را از زانو به پایین قطع کردند.

اتفاقی که  برای خیلی ها در کودکی یا حتی بزرگسالی به معنای پایان زندگیست.  اما برای ایمی یک شروع تازه و متفاوت بود. او به جای این که بنشیند و برای شرایط غیر عادی اش غصه بخورد و خود را یک بازنده از پیش تعیین شده بداند، کاری کرد که نام او در سر تا سر جهان با احترام و بزرگی یاد می شود.

زندگی متفاوت ایمی مالینز از همان روزهای بعد از قطع پاهایش شروع شد. وقتی به جای بازی های کودکانه مجبور بود روی تخت بیمارستان باشد. وقتی بچه های هم سن و سالش در زمین چمن می دویدند او مشغول فیزیوتراپی پاهایش بود و روزهای سختی را می گذراند.

ایمی  ویلچر نشین نشد و به جای ویلچر از پاهای مصنوعی استفاده کرد و زندگی اش را به شیوه ای متفاوت ادامه داد. مثل بچه های دیگر به مدرسه رفت. او با همان پاهای نداشته و روحیه قوی اش در دوران مدرسه به سراغ ورزش اسکی و سافتبال رفت.

نکته جالب توجه این بود که همه رقیبان او سالم بودند و او تنها شخصی بود که با پاهای مصنوعی در این رقابت ها شرکت می کرد. با این وجود توانست صاحب رکورد و مدال شود.
این ها پایان راه ایمی نبودند. او دوست داشت به ماجراجویی اش ادامه دهد و به هیچ وجه پاهای خود را مانع رویاپردازی هایش نمی دید. ذهن مثبت و روحیه قوی ایمی باعث شد تا در زمان دانشجویی اش به سراغ تجربه جدید برود و شروع به فعالیت در رشته دومیدانی کرد.

برای ایمی دویدن با آن پاهای مصنوعی حس متفاوت و جالبی داشت خصوصا وقتی بعد از یک سال تمرین و شروع این رشته به المپیک رفت و با افرادی مسابقه داد که هیچ کدام مثل ایمی در دو پا معلولیت نداشتند.

با وجود این که طعم شکست را چشید اما باز هم تسلیم نشد. ایمی ماینز آخرین دونده ای بود که از خط پایان گذاشت ولی این شکست هم باعث نشد که ا‌و خانه نشین شود و دست از تلاش بردارد.

کسی که می خواهد موفق شود باید بیاموزد که شکست را به عنوان بخش غیر قابل اجتناب از فرآیند رسیدن به اوج بپذیرد.

جویس برادرز روانشناس برجسته و چهره تلویزیونی آمریکایی

ایمی باز هم مسابقه داد و در مسابقات بعدی  با پشتکار زیاد خود توانست:

رکورد جهان را در دو ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و پرش با طول را بشکند
و به همه دنیا ثابت کند هیچ محدودیتی نمی تواند جلوی روحیه قوی و جنگنده او را بگیرد.

شاید خیلی ها در شرایط مشابه و یا بهتر از او از همان کودکی گوشه گیر شوند، از شرایط خود خجالت بکشند یا همیشه در حال گریه و زاری برای بخت و شانس بد خود باشند!

این گزینه ها انتخاب خیلی از ماست که با وجود حتی کوچک ترین کمبود و مانعی جا می زنیم اما انسان های موفقی مثل ایمی مالینز در این شرایط بیشتر تشنه موفقیت در زمینه های مختلف می شوند که شاید حتی افراد سالم به خودشان جرات رویاپردازی در آن زمینه ها ندهند.

بعد از این که او در سال ۱۹۹۸ از ورزش حرفه ای خداحافظی کرد، این بار تصمیم گرفت شانس خود را در زمینه های دیگری امتحان کند و به سراغ دنیای مد رفت.

از دریچه نگاه ایمی  پاهای مصنوعی اش نه تنها مانع پیشرفت او نبودند بلکه  به قول خودش در دل مشکلات به دنبال فرصت های تازه گشت و با تعویض پاهایش قد خود را از  یک متر و ۷۳ به یک متر ۸۵ تغییر می داد و در دنیای مد هم تبدیل به یک چهره موفق شد.

کسی که با اعتماد به نفس کامل بدون هیچ خجالتی از وضعیت پاهایش مانکن طراح مشهور انگلیسی بود. بجز این حرفه ایمی تبدیل به سخنران مطرح و ماهری هم شد و در نقاط مختلف دنیا سخنرانی کرد.

او یک سخنرانی بسیار ارزشمند در تد تالک دارد که در آن درباره کلمه ناتوان صحبت کرده که در دیکشنری ها به عنوان ناقص و بی فایده است.

این سخنرانی بی‌نظیر را همین‌پایین از دست ندهید:

این سخنرانی مربوط به ۹ سال پیش است، توصیه می‌کنم سایر سخنرانی‌‌های فوق‌العاده‌ی وی را نیز از صفحه‌‌اش در TED بخوانید.

او از این بابت که در کودکی دیکنشری نداشته و با این کلمات آشنا نشده بسیار خوشحال و راضی به نظر می رسد. چون برای کسانی که با شرایط او در دل مشکلات به دنیا آمدند تلقین کلماتی مثل  بی فایده و ناقص فقط جلوی رشد و شکوفایی شان را می‌گیرد.

به همین دلیل او معتقد است اگر می خواهید کارهای مهم انجام دهید و به هدف هایتان برسید
با افرادی نشست و برخاست کنید که توانایی هایتان را نشان شما بدهند به جای این که شما را سرکوب کنند.

همان اتفاقی که برای خود مالینز افتاد اگر در کودکی این حس به او القا می شود که بی فایده و  ناقص است شاید هیج وقت نمی توانست نام خود را در فهرست بزرگ ترین زنان قرن بیستم ثبت کند.

او علاوه بر این که یک ورزشکار موفق و صاحب رکورد، یک مدل مشهور و یک سخنران ماهر است، وارد دنیای بازیگری نیز شده تا به همه دنیا ثابت کند هیچ محدودیتی برای موفقیت و رویاپردازی وجود ندارد.

زندگی مالینز یک نمونه بسیار واضح برای کسانی است که فکر می کنند دارای محدودیت هستند یا بدشانس به دنیا آمدند. در حقیقت محدودیت را ذهن ما می سازد که می تواند در اثر افکار منفی خودمان یا تلقین دیگران به وجود آمده باشد اما در هر دو صورت با تغییر باورهای منفی خود به باورهای مثبت می توانیم زندگی مان را عوض کنیم.

به نظر من فردا دیر است چرا همین امروز برای تغییر افکار و باورهایمان تلاش نکنیم تا هر چه زودتر دنیایمان عوض شود.

لطفا نظرات‌تان را در مورد این خانم و درس‌هایی که می‌توان از وی در زندگی خودمان گرفت را همین پایین در قسمت نظرات برایمان بنویسید.


اگر به این مطلب علاقه‌مند بودید این مقاله‌ها را هم از دست ندهید:

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 25 مرداد 1397 ساعت: 6:05
برچسب‌ها :