نورالژی تریژمینال (Trigeminal Neuralgia) یک بیماری دردناک مزمن است که عصب سهقلو یا تریژمینال (Trigeminal nerve)، یعنی پنجمین عصب جمجمهای و یکی از پرگستردهترین اعصاب سر، را درگیر میکند. این وضعیت نوعی درد نوروپاتیک (Neuropathic pain) محسوب میشود؛ یعنی دردی که در برآیندٔ آسیب یا اختلال کارایی خود عصب ایجاد میشود، نه آسیب بافتی مستقیم. عصب سهقلو حس صورت، دهان و فک را منتقل میکند و به همین دلیل دردهای ناشی از اختلال آن معمولاً در یکطرف صورت احساس میشود.
مؤسسهٔ ملی اختلالات عصبی و سکتهٔ آمریکا (NINDS) نورالژی تریژمینال را به دو نوع اصلی تقسیم میکند که قابلیتهای بالینی متفاوتی دارند.
در این نوع، بیمار حملات درد شدید، ناگهانی، سوزشی یا شبیه شوک الکتریکی را تجربه میکند که هر حمله از کسری از ثانیه تا حدود دو دقیقه طول میکشد. این حملات میتوانند پشت سر هم رخ دهند و مجموعاً تا دو ساعت ادامه یابند.
در این نوع، درد بهصورت سوزش، ضربان یا کرختی مداوم و با شدت کمتر نسبت به نوع کلاسیک بین حملات وجود دارد. بین دو حمله ممکن است دردی خفیف، سوزشی یا مبهم باقی بماند.
یکی از خصوصیتهای مشخصهٔ نورالژی تریژمینال این است که تحریکهای بسیار خفیف و غیرآسیبزا میتوانند حملهٔ درد شدید را برانگیزند. بر پایه شرحات کلینیک کلیولند (Cleveland Clinic) و NINDS، محرکهای شایع عبارتاند از:
علل این بیماری طبق منشأ آن به سه دستهٔ اصلی طبقهبندی میشود: کلاسیک (اولیه)، ثانویه، و ایدیوپاتیک (بدون علت مشخص).
مطابق منابع StatPearls (کتابخانهٔ ملی پزشکی آمریکا) و کلینیک کلیولند، در ۸۰ تا ۹۰ درصد از موارد، علت اصلی فشار یک رگ خونی (معمولاً شریانی) بر ریشهٔ عصب سهقلو در محل ورود آن به ساقهٔ مغز است. در حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد از این موارد فشار عروقی، شریان مخچهای فوقانی (Superior cerebellar artery) عامل اصلی است. این فشار مداوم میتواند باعث از بین رفتن غلاف میلین (Demyelination) اطراف عصب و در حاصل اختلال در انتقال سیگنالهای عصبی شود.
در بخشی از بیماران، نورالژی تریژمینال ثانویه به یک بیماری زمینهای دیگر است. بر پایه کلینیک کلیولند، نوع ثانویه حدود ۱۵ درصد از موارد را تشکیل میدهد و بیشتر در افراد جوانتر و همراه با درگیری دوطرفهٔ صورت دیده میشود. طبق StatPearls، مولتیپل اسکلروزیس یا اماس (Multiple Sclerosis) در حدود ۲ تا ۴ درصد از بیماران علامتدار، علت زمینهساز نورالژی تریژمینال است؛ در مقابل، شیوع نورالژی تریژمینال در میان بیماران مبتلا به اماس بین ۱ تا ۶.۳ درصد گزارش شده است. سایر علل ثانویه شامل ضایعات فضاگیر مانند مننژیوم، نوروم آکوستیک، کیست اپیدرموئید، ناهنجاریهای شریانی-وریدی و آنوریسم است.
از آنجا که محرکهای نورالژی تریژمینال اغلب مربوط به دهان و دندان است (مانند جویدن یا مسواک زدن)، بسیاری از بیماران ابتدا به دندانپزشک مراجعه میکنند. با این حال، این بیماری از نظر بالینی با دردهای دندانی، اختلال مفصل گیجگاهی-فکی (TMJ)، میگرن و سردرد خوشهای متفاوت است. طبق کلینیک کلیولند، پزشکان برای افتراق نورالژی تریژمینال از این شرایط از الگوی درد (کوتاه، ناگهانی و شوکمانند در مسیر عصب سهقلو در برابر درد مداوم یا ضرباندار)، سابقهٔ بیمار و تصویربرداری استفاده میکنند. قابلیت کلیدی نورالژی تریژمینال، تحریکپذیری با محرکهای بسیار خفیف و محدود بودن درد به مسیر یک یا چند شاخهٔ عصب سهقلو در یکطرف صورت است.
تشخیص نورالژی تریژمینال عمدتاً بالینی است و مطابق شرححال دقیق بیمار و معیارهای استاندارد تشخیصی (مانند طبقهبندی بینالمللی سردردها، ICHD-3) انجام میشود. طبق StatPearls، این معیارها شامل موارد زیر است:
علاوه بر معاینهٔ بالینی و عصبی، انجام تصویربرداری رزونانس مغناطیسی یا امآرآی (MRI) با پروتکلهای اختصاصی توصیه میشود؛ هدف از این تصویربرداری، رد کردن علل ثانویه مانند تومور یا اماس و علاوه بر این تحلیل وجود تماس عروقی-عصبی (Neurovascular contact) است.
درمان نورالژی تریژمینال بهصورت پلکانی انجام میشود: در ابتدا از داروهای ضدتشنج استفاده میشود و در صورت عدم پاسخ یا بروز عوارض جدی، گزینههای جراحی مرور میشوند. توجه شود که تعیین نوع دارو و دوز آن باید صرفاً توسط پزشک متخصص و طبق شرایط فردی بیمار انجام شود.
مطابق NINDS، StatPearls و سازمان بهداشت ملی بریتانیا یا NHS، داروهای ضدتشنج (Anticonvulsants) خط اول درمان دارویی نورالژی تریژمینال هستند. کاربامازپین (Carbamazepine) تنها دارویی است که توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) بهطور اختصاصی برای نورالژی تریژمینال تأیید شده و طبق NHS، در بریتانیا نیز تنها داروی مجاز برای این عارضه است. طبق StatPearls، کاربامازپین در مراحل اولیهٔ بیماری در حدود ۷۰ درصد از بیماران کنترل مناسب درد ایجاد میکند، هرچند اثربخشی آن با گذر زمان ممکن است افت یابد و میتواند با عوارض جانبی همراه باشد. اکسکاربازپین (Oxcarbazepine) نیز بهویژه در بیمارانی که کاربامازپین را تحمل نمیکنند، بهطور فزایندهای استفاده میشود. سایر داروهایی که گاهی در کنترل این درد بهکار میروند شامل گاباپنتین (Gabapentin)، پرهگابالین، لاموتریژین و باکلوفن (بهعنوان شلکنندهٔ عضلانی) است.
در بیمارانی که به داروها پاسخ کافی نمیدهند یا عوارض جانبی شدید دارند، روشهای جراحی میتوانند مؤثر باشند. مهمترین گزینهها عبارتاند از:
ضعف یا افتادگی ناگهانی عضلات یک طرف صورت میتواند بسیار نگرانکننده باشد. مهمترین مسئله بالینی در مواجهه با این عارضه، تشخیص دقیق فلج عصب صورتی (بل) از سکته مغزی و ابتدا زودهنگام درمانهای کورتونی و فیزیوتراپی است.
هر فردی که دچار دردهای ناگهانی، شدید و شبیه شوک الکتریکی در یکطرف صورت میشود، بهویژه اگر با محرکهای خفیفی مانند مسواک زدن یا لمس صورت برانگیخته شود، باید برای ارزیابی توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) اقدام کند. طبق NINDS، تشخیص و درمان بهموقع میتواند از تداوم و تشدید درد جلوگیری کند و تصویربرداری مغزی برای رد علل ثانویهٔ جدی مانند تومور یا اماس ضروری است.
سلب مسئولیت: این مطلب صرفاً جنبهٔ اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاورهٔ پزشک نیست. تشخیص، انتخاب دارو، تعیین دوز و ارزیابی نیاز به جراحی باید توسط پزشک متخصص و طبق شرایط بالینی هر فرد انجام شود.
نورالژی عصب سهقلو با دردهای تیرکشنده، برقی و طاقتفرسا در صورت شناخته میشود. تشخیص زودهنگام توسط متخصص مغز و اعصاب، تصویربرداری اختصاصی و آغاز درمانهای دارویی یا مداخلهای پیشرفته، کلید مهار درد و بازگشت به زندگی عادی است.
دریافت نوبت از متخصص
برچسب:
نویسنده: جواد رضایی
تاريخ: دوشنبه
30 شهريور
1405 ساعت: 19:20