حال استلزامات دلیلxadگرایی دوران روشنگری را برای باورهای دینی بررسی میکنیم. برای سهولت بحث، نظر خود را بر مهمترین باور دینی، یعنی باور به وجود خدا، متمرکز خواهیم کرد. اگر دلیلxadگرایی دوران روشنگری را در خصوص باور به وجود خدا بهکار زنیم باید بگوییم این باور فقط در صورتی موجه است که برایش استدلالی مبتنی بر بدیهیات عقلی، بدیهیات حسی، یا خطاناپذیرها داشته باشیم. زیرا همانطور که دیدیم، در دلیلxadگرایی دوران روشنگری باورهای موجه انسان به دو دسته منحصر میشود: اول، باورهایی که بدیهی عقلی یا بدیهی حسی یا خطاناپذیرند، و دوم، باورهایی که برحسب باورهای مذکور مدلل شدهxadاند. گزارۀ خدا وجود دارد نه بدیهی عقلی است، نه بدیهی حسی، و نه خطاناپذیر. در نتیجه، باور انسان به گزارۀ «خدا وجود دارد» فقط در صورتی موجه است که انسان برای آن دلیلی برحسب باورهای نوع اول داشته باشد.
گزارۀ «خدا وجود دارد» بدیهی عقلی نیست زیرا انسان به صرف درک مفهوم «خدا» و مفهوم «وجود» به صدق گزارۀ مذکور پی نمیxadبرد. اگرچه استدلالxadهایی پیشینی[1] مانند استدلال وجودشناختی آنسلم برای اثبات گزارۀ مذکور اقامه شده است، اما وجود استدلال پیشینی (حتی با فرض تمام[2] بودنِ استدلال) به معنای بدیهی عقلی بودنِ گزارۀ مذکور نیست. زیرا هرچند در استدلالxadهای پیشینیْ استدلال صرفا با تأمل عقلی در مفاهیم پیش میxadرود اما این تأمل بسی پیچیدهxadتر از آن است که بدیهیات عقلی اقتضا میکند. در بدیهیات عقلی به محض درک مفاهیم به کار رفته در گزاره، صدق گزاره آشکار میxadشود. اما به محض درک مفاهیم به کار رفته در گزارۀ «خدا وجود دارد» صدق این گزاره آشکار نمیxadشود. (برتراند راسل گزارۀ «خدا وجود دارد» را میxadفهمد اما صدق آن را درنمیxadیابد.) گزارۀ «خدا وجود دارد» بدیهی حسی نیست زیرا بنابر تعریف، نمی شود خداوند را با حواس پنجگانه ادراک کرد. خداوند را نمیxadتوان با چشم سر مشاهده کرد، با بینی بویید، با زبان چشید، با گوش شنید، یا با دست لمس کرد. تعابیری از قبیل «ندای الهی را شنیدم» یا «حضور خدا را لمس کردم» استعاری است. به معنای حقیقی کلمه، خدا را نه میxadتوان شنید نه میتوان لمس کرد. بنابراین گزارۀ «خدا وجود دارد» بدیهی حسی نیست. و نهایتا گزارۀ مذکور خطاناپذیر نیست زیرا کاملا ممکن است که انسان در باور به آن خطا کند. بله، گزارۀ «به نظرم میرسد که خدا وجود دارد» خطاناپذیر است. اما از به نظر رسیدن تا واقعا وجود داشتن زیادی است.
بنابراین دلیلxadگرایی دوران روشنگری مستلزم آن است که باور به وجود خدا فقط در صورتی موجه است که برایش دلیل، به معنایی به در بالا آوردیم، داشته باشیم. در اینجا قائلان به دلیلxadگرایی دوران روشنگری به دو دسته تقسیم میxadشوند: دلیلxadگرایان خداناباور و لاادریxadگرا معتقدند که چنین دلیلی برای باور به وجود خدا نداریم و دلیلxadگرایان خداباور معتقدند که چنین دلیلی برای باور به وجود خدا داریم. دستۀ اول بر مبنای دلیلxadگرایی دوران روشنگری، استدلالی علیه باور به وجود خدا شکل دادهxadاند که به نام «ایراد دلیلxadگرایانه»[3] معروف شده است. آن را میxadتوان به شکل زیر صورتبندی کرد:
ایراد دلیلxadگرایانه
مقدمۀ اول: برای آنکه باور به وجود خدا موجه باشد باید برایش دلیل داشته باشیم.
مقدمۀ دوم: برای باور به وجود خدا دلیل نداریم.
نتیجه: باور به وجود خدا موجه نیست.
توجه داشته باشید که همانطور که گفته شد، مراد از «دلیل» در مقدمۀ اول و دوم گزاره یا باوری است که به طور بیxadواسطه یا باواسطه به بدیهیات عقلی، بدیهیات حسی، یا خطاناپذیرها برسد. همچنین توجه داشته باشید که مقصود از طرح این ایراد، اثبات نبود خداوند نیست. بلکه مقصود از طرح این ایراد، اثبات ناموجه بودنِ باور به وجود خداست. به تعبیری، بحث در اینجا معرفتxadشناختی است نه متافیزیکی. ایراد دلیلxadگرایانه ناظر به منزلت معرفتxadشناختی باور به وجود خدا است نه ناظر به وجود یا عدم خدا. به همین سبب، همانطور که ملاحظه میxadکنید نتیجۀ استدلال این است که «باور به وجود خدا موجه نیست» نه اینکه «خدا وجود ندارد».
همانطور که در ابتدای این نوشتار گفته شد، رویکردهای معاصر دربارۀ معقولیت باور دینی را میxadتوان به منزله واکنشxadهایی به ایراد دلیلxadگرایانه در نظر گرفت. فیلسوفان دین را برحسب واکنشی که در قبال این ایراد داشتهxadاند میxadتوان به چند دسته تقسیم کرد: در یک سو خداناباوران و لاادریxadگرایانی[4] قرار دارند که از ایراد دلیلxadگرایانه دفاع میxadکنند. از نظر ایشان، دلیلxadگرایی دوران روشنگری رویکرد درستی در مورد باورهای دینی است (مقدمۀ اول) و استدلالxadهایی که به نفع وجود خدا اقامه شده است ناتمام هستند (مقدمۀ دوم). بعضی از مدافعان ایراد دلیلxadگرایانه عبارتxadاند از دیوید هیوم، ویلیام کلیفرد، جی ال مکی[5]، برتراند راسل، میکائیل اسکریون[6]، و آنتونی فلو[7]. (دفاع آنتونی فلو از ایراد دلیلxadگرایانه را در مقالۀ دشواریاب اول میxadخوانید.) در سوی دیگر، خداباورانی قرار دارند که با ردّ دست کم یکی از مقدمات ایراد دلیلxadگرایانه به این ایراد پاسخ میxadدهند. این خداباوران را برحسب اینکه کدام مقدمه ایراد را ردّ میxadکنند میxadتوان به چند گروه تقسیم کرد. این گروهxadها را به ترتیب می آورم.
مرکز اخبار فیلم ایران اسلامی...
ما را در سایت مرکز اخبار فیلم ایران اسلامی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 383 تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1396 ساعت: 12:45